ali

نام کاربری : mrbab
از من بگریزید که می خورده ام امروز با من منشینید که دیوانه ام امشب ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد ای بی خبر از گریه ی مستانه ام امشب یک جرعه آن مست کند هر دو جهان را چیزی که لبت ریخت به پیمانه ام امشب بی حاصلم از عمر گران مایه فروغی گر جان نرود در پی جانانه ام امشب .
2رای مثبت

0کامنت