afshin

نام کاربری : abadan56
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت/ پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت/ کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد/ خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت/ درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد/ آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت/ خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد/ که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت/ رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد/ چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت/ بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند/ آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت . درود بر همه گرامیان
عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

3رای مثبت

0کامنت