darya

نام کاربری : darya2
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت***در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت***خواست تنهاییمان به رخ ما بکشد***تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت***
عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

6رای مثبت

6کامنت

از تو خواهش ، از من نیایش . از تو رویش ، از من بارش ، .از تو تابش ...
4 سال پیش
میخوام یه چیزی نویسم که ادامش بدیم...ولی چیزی به ذهنم نمیاد...بیا با هم ادامش بدیم.خواهش میکنم.
4 سال پیش
به نگاهی بگشایی قفل این کلبه تنهایی...
4 سال پیش
به به . خیلی زیبا گفتی . ..
4 سال پیش
و در آن تنهایی...
4 سال پیش
دلی به اسارت بگذاشت و ...
4 سال پیش