مرتضی

نام کاربری : mh_eng
تجلی گه خود کرد خدا دیده ما را * درین دیده درآیید و ببینید خدا را // خدا در دل سودا زدگان است بجویید * مجویید زمین را و مپویید سما را // گدایانِ در فقر و فناییم و گرفتیم * به پاداش، سر و افسر سلطان بقا را // خیالات و هواهای بد خود نپسندیم * بخندیم خیالات و ببندیم هوی را // بلا را بپرستیم و به رحمت بگزینیم * اگر دوست پسندید پسندیم بلا را // طبیبان خداییم و به هر درد دواییم * به جایی که بود درد فرستیم دوا را // ببندید درِ مرگ و ز مردن مگریزید * که ما باز نمودیم در دار شفا را // گدایان سلوکیم و شهنشاه ملوکیم * شهنشاه کند سلطنت فقر گدا را
3رای مثبت

0کامنت