این جا مشاعره می‌کنیم. قوانین: یکم: در این‌جا فقط شعر بنویسید. دوم: اگر کسی خواست در این گروه شعری بنویسد باید به حرف آخر شعر قبلی دقت کند و شعری بنویسد که با آن حرف شروع شود. قانون شامل دیدگاه نیست.

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

مشاعره
گروه عمومی
141 کاربر
2954 پست
sajjad
sajjad
اهالي شمس و مولانا!!! يه سر به اين گروه بزنن!!! بابا دارم دست تنها ادارش ميكنم!!! آدرسش هم اينه!!!
16_8605130481_L600.jpg http://www.friendfa.com/shamsomolana
کاربر @Mahziar عضو این گروه شد. 4 ساعت پیش
ramin
ramin
همين امشب آيم به ديدار تو / دل و جان كنم مست گفتار تو / تو خود بهتر از هر كسي اگهي / منم از دل و جان خريدار تو
بید مجنون
بید مجنون
دل می‏چکد ز مژگان، مژگان شب خمیده... سنگین شده جدایی، بر شانه‏های دیده
Panthea
Panthea
نظر پاک تواند رخ جانان دیدن ... که در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد / مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست ... حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد
ahmad
ahmad
دل بردی از من یه یغما/ ای ترک غارتگر من/دیدی چه آوردی ای دوست /از دست دل بر سر من
کاربر @hami65 عضو این گروه شد. 3 روز17 ساعت پیش
مسعود
مسعود
از دوستان کسی پایه مشاعره هست
مسعود
مسعود
شرمنده من چند روزی حالم بد بود نبودم امشب کسی هست برای مشاعره
آتیشپاره
آتیشپاره
من با تو چقدر ساده رفتم بر باد/تو نام مرا چه زود بردی از یاد/من حبه ی قند کوچکی بودم که/از دست تو در پیاله ی چای افتاد"جلیل صفربیگی"
Panthea
Panthea
من می نـــه ز بهر تنگــدستی نخورم ... یا از غـــم رســـوایی و مستی نخورم / من می ز برای خوشدلی می خوردم ... اکنون که تو بر دلم نشستی نخورم
آتیشپاره
آتیشپاره
نام من عشق است آیا می‌‏شناسیدم؟/ زخمی‌ام -زخمی سراپا- می‌‏شناسیدم؟
عباس
عباس
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم/ که در طریقت ما کافریست رنجیدن
Panthea
Panthea
هستی من فدای تو، قلب من است جای تو ... می شنوم ندای تو، راحت من رضای تو
عباس
عباس
وصال او ز عمر جاودان به/ خداوندا مرا آن ده که آن به
آتیشپاره
آتیشپاره
من نام کسی نخوانده ام الا تو /با هیچ کسی نمانده ام الا تو //عید آمد و من خانه تکانی کردم/ از دل همه را تکانده ام الا تو
عباس
عباس
ذیشب ز شوق رویت چشمم به در سپردم/ خود را به خواب هشیار آسیمه سر سپردم/ خونابه درون را از چشم تو ببستم / دل را به شوق دیدار با چشم تر سپردم (از خودم)
آتیشپاره
آتیشپاره
دل بی تو درون سینه ام می گندد /غم از همه سو راه مرا می بندد /امسال بهار بی تو یعنی پاییز/ تقویم به گور پدرش می خندد
عباس
عباس
معاشران گره از زلف یار باز کنید/ شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19