بستن پنجره
نام کاربری : negar_r
negar
یارو میره دکتر میگه چشم درد دارم دکتره میگه: بخواب رو تخت، میگه دکتر چشمم درد میکنه ها، میگه شما به امور پزشکی وارد نیستین، شلوارتو دربیار، دکتر چشمم درد میکنه ها، شما به امور پزشکی وارد نیستین،خلاصه شروع به کردن یارو میکنه، یارو میگه دکتر لااقل درو ببند مردم به امور پزشکی وارد نیستن فکر میکنن داری منو میکنی
 1 
 3 
لینک ثابت
negar
گاه فقط از کل دنیا ...
دلت یکی را می خواهد و می دانی تا ابد هم که
خدا خدا کنی بدستش نمیاری ....
... می دانی که باید
بگذاری و بگذری
گاهی اوقات هم این گذشتن ها چقدر گران به پایه آدم تمام میشود ..
 0 
 1 
لینک ثابت
negar
مـ ـن مـانـده ام و . . . آدم هـایـی کـه عـطـر تــو را مـی زنـنـد !
 0 
 4 
لینک ثابت
negar
(اززبون عموی بابام70سالشه)
آقا من 17,18 ساله بودم توروستا زندگی میكردیم تصمیم گرفتم برم شهربرای كار اولین شبی بودكه رسیده بودم خیلی ام غریبی میكردم شب بود 4 5نفر باهم تویه خونه بودیم یكیشون بهم گفت آقاقربون دستت چراغ و خاموش كن بخوابیم منم كه لالپ ندیده بودم تااون موقع رفتم نزدیك چراغ فوت كردم خاموش نشد دوباره فوت كردم بازم خاموش نشد عصبی شدم ورداشتم بالشت وكوبیدم به لامپ لامپ شكست و من باكمال خونسردی و احساس موفقیت گفتم نمیدونستم ازاین چراغ نفتییا هم هست شما هرروز این كارومیكنین؟ اون چهارنفر نم
 1 
 3 
لینک ثابت
negar
موج با تجربه صخره به دریا برگشت.....
کمترین فایده عشق،
پشیمانی ماست......
 0 
 1 
لینک ثابت
negar
چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟

که ناگه دامن از من درکشیدی

چه افتادت که از من برشکستی؟
...
چرا یکبارگی از من رمیدی؟

به هر تردامنی رخ می‌نمایی

چرا از دیدهٔ من ناپدیدی؟
 0 
 4 
لینک ثابت
negar
می‌شود لباس‌هام را به تنم
آتش بزنی
و من لباس‌هات را
به تنت آب کنم؟
 3 
 2 
لینک ثابت
negar
همیشه میگفت نیمه گمشده منی. . .وقتی ترکم کرد فهمیدم از شوق پیدا کردن نیمه گمشده اش خودش را گم کرد. . .
 0 
 1 
لینک ثابت
negar
خدایا جهانت برایم اتاق کوچکـﮯ ست.....

در مقابل این همه تنهایـــﮯ ام ...
 0 
 3 
لینک ثابت
negar
بلنـــــ ـ ـد پریــــده بـــود

ماهــی ســـ ـ ـرخ دلــ ـ ـم....................
 0 
 4 
لینک ثابت