در حال بارگزاری
صفحه نخست
زنده
جستجو
ورود
ثبت نام
درباره
قوانین
نام کاربری :
کلمه عبور :
کلمه رمز را فراموش کرده اید؟
جستجو :
همه پست ها
بستن پنجره
باران
نام کاربری : ma_na
باز نشــــــــر ممنوع ...
باران
از رفتن بمان
دستت را به من بده
که در امتداد دستانت
بندی است برای آرامش…
11 ساعت پیش
1337234930
0
4
لینک ثابت
باران
دلم می خواست
حالا ...در جاده های خلوت بودیم
روی برگ ِ نیلوفر
یا بر شانه ِ آفتابگردانی
در کوچه باغهای سپیده دم ....
میدانی
از فرط تاریکی نمیتوانم آفتابی شوم
اخیرا ناچارم
برای تماشای آفتابگردان هم
عیمک ِ دودی بزنم
گیسوی دلم
در یاد ِ تـــــــو
خیلی پریشان است ...
حالا مثل گل
پژمرده ام
و مثل ِ آواز ِ قناری
گریه ام میگیرد
... و ...
شبها .در کوچه تنهایی ِ خود
اشک میریزم ...
راستش را بخواهید
من معتقدم
عشق ِ پاک
اشک را نا خود آگاه
سرازیر میکند ....
2 روز پیش
1337079891
0
4
لینک ثابت
باران
کاش میشد
درمان کنیم
فریاد ِ سکوت را
میان ِ سایه های مبهم ِ تردید
با چیزی از جنس ِ آفتاب ....
2 روز پیش
1337079063
0
3
لینک ثابت
باران
و مدتیست قلم
خواب ِ شاعرانه های طلایی می بیند
گهگاه نوری چشمانش را می نوازد
که زود در پهنه آسمان ِ خواب
محو می شود .....
و این رؤیاهای طلایی
برای قلم
دردسرساز شده اند .....
یکی باید بیاید
و دستشان را بگیرد
تا غرق نشده اند ....
و او کیست ؟
نمی دانم ........
2 روز پیش
1337064013
0
2
لینک ثابت
باران
شعر را دوست دارم...
زیرا خواندن یک شعر ِ زیبا
نوازش دهنده روح ِ آدمیست
حس خوبی که در هیچ جای دیگر
تجربه اش نتوان کرد ...
به نقل از استاد شمس لنگرودی که می فرمایند :
* شعر چیست؟
«شعر، زبان پرندگان است
بر درگاه سلیمان
وقتی که پیامبری به غیر تو
در خانه نیست»*
و*«شعر ...
مثل حرف زدن در خواب است
اول دیگران
و سپس تو را
بیدار می کند»*
2 روز پیش
1337063325
0
3
لینک ثابت
باران
از ستاره ها بادبادک ساختم
یا
از بادبادک ها ستاره
نمى دانم!
چشمان تو
پر از بادبادک و ستاره بود....
3 روز پیش
1336999467
0
3
لینک ثابت
باران
ساده نگذر !
نگاهت را کوک کن
شایــد ...
کسے راز دلتـ را پیدا کــرد٬
و با خیسی چشمانت
هم آغوشی کـــرد....
3 روز پیش
1336998691
0
2
لینک ثابت
باران
حکایتِ بارانِ بی امان است
این گونه که من
دوستت میدارم ...
شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزابها
به بیراهه و راهها تاختن
بیتاب ٬ بیقرار
دریایی جستن
و به سنگچین ِ باغ ِ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بیقرار است
این گونه که
من دوستت میدارم ...
3 روز پیش
1336980390
1
4
لینک ثابت
باران
ماجرای مرا پایانی نبود
اگر عطر تو
از صندلی بر نمیخواست
دستم را نمی گرفت
و به خیابانم
نمیبرد....
3 روز پیش
1336980214
0
5
لینک ثابت
باران
التماست نمی کنم
هرگز گمان نکن که این واژه را
در وادی آوازهای من خواهی شنید
تنها می نویسم ...بیا.....
بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر
نگاه کن....
ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است
اگر نگاه گمانم به راه آمدنت نبود
ساعتی پیش
این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم
حال هم
به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم
بارش قطره یی از ابر بارانی نگاهم کافی ست
تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی
اما
تو را به جان نفس های نرم کبوتران هره نشین
بیا و امشب را
بی واسطه ی سکسکه های
4 روز پیش
1336915425
0
3
لینک ثابت
پست های قبلی
پست دیگری موجود نمی باشد.
بستن